Sunday, May 25, 2008

منجلاب سينمای ايران

آخرين فيلم به نسبت خوبی كه ديدم فيلم سنتوری بود كه اونم البته اكران نشد!... به جرئت ميتونم بگم كه سطح سينمای ما به قدری پايين اومده كه حتی عامه مردم برای‌وقت تلف كردن هم حاضر به سينما رفتن نيستن. فيلمها دارای داستانهای مشابهی ميباشند و الحمد لله همگی ختم به خير ميشوند و به نظر ميرسد به فهم و شعور مردم به ديده حقارت مينگرند و باعث تنزل آگاهی و فهم اجتماعی‌ و سطحی نگری آنها ميشوند. من خودم مدتی هست كه از ديدن سريالهای افراطی اسلامی كه با زيركی خاصی‌ به گونه ای ساخته ميشوند تا تماشاگر را مجذوب كرده و شستشوی ذهنی دهند خسته شده ام و از فيلمهای سينمايی بی محتوا هم بريده ام، و خودم رو با اينترنت و گه گاهی با چند تا فيلم و يا سريال خارجی سرگرم ميكنم. نميگم فيلمهای هاليوودی از اين قاعده مستثنی هستن ، نه، فيلمهای هاليوود 100% برای گيشه ساخته ميشوند ولی با خلاقيت و با بها دادن به تماشاگر و خدا رو شكر از يك هنر پيشه همانند امين حيايی در چند فيلم هم زمان استفاده نمی كنند!

اين همه شر و ور بافتم كه به اينجا برسم، داشتم روزنامه همشهری رو ورق ميزدم ديدم مطلبی‌نوشته راجع به اكران فيلم زن ها فرشته اند ساخته شهرام شاه حسينی با بازی امين حيايی، محمدرضا شريفی نيا و...

هيچ دقت كردين كه محمدرضا شريفی نيا چقدر فيلم بازی ميكنه!؟و اگر هم بازی نكنه باز ما اسمشو توی تيتراژ آخر ميبينيم...

تصميم گرفتم مطلبی بنويسم راجع به شخص شخيص جناب شريفی نيا و مافيای سينمای ايران:

محمدرضا شريفی نيا در سال 1334 در تهران متولد شد. وی ليسانس تربيت بدنی است و فراگيری‌ تاتر و بازی در نمايش ها را از اواسط دهه 50 شروع كرد. اولين بازی سينمايی‌ او در فيلم « اوينار» ساخته شهرام اسدی‌ در سال 1370 می باشد و همچنين در سالهای 1370 تا 1372 مشغول بازی در نقش وليد در مجموعه تلويزيونی امام علی ساخته داوود ميرباقری بود كه اين مجموعه در سال 1375 پخش شد و نقش آفرينی موفق وی در اين مجموعه برايش شهرت به ارمغان آورد.

محمد رضا شريفی نيا همسر آزيتا حاجيان (بازيگر) و پدر مليكا و مهراوه شريفی نيا (بازيگر) می‌باشد. نكته جالب اينجاست كه وی علاوه به بازيگری‌ به عنوان عكاس، دستيار اول كارگردان، برنامه ريز، مشاور كارگردان، انتخاب بازيگر، مجری طرح، مدير توليد،مشاور توليد، مدير فيلمبرداری‌، طراح صحنه و لباس، طراح صحنه وهمچنين درانتخاب و طراحی تيتراژ فعاليت داشته است. من تصديق می كنم كه شريفی نيا دارای توانايی‌و استعداد در بازيگری می‌باشد و امروزه در دنيا می بينيم بازيگرانی كه همچون جورج كلونی دست به ساخت فيلم ميزنند و يا خوانندگانی كه مانند جنيفر لوپز بازی هم می‌كنند و يا كمدينی مثل جری ساينفيلد به يكباره دست به ساخت كارتونی به نام Bee Movie می كند و ... ولی عجيب فعاليت بيش از اندازه ی شريفی‌نياست تا اندازه ای كه تقريبا در تمامی فيلمها نام ايشان می درخشد !و من را به فكر وا ميدارد كه حتی بيل گيتس هم چنين هوش و استعداد خارق العاده ای نداشت. ما افراد با استعداد بسياری در دنيای سينما داريم كه دارای تخصص و صاحب سبك در اين زمينه هستند ولی با وجود اين گونه باند بازيها و انحصار طلبی ها به حاشيه رانده شده اند .

بهزاد فراهانی در مصاحبه ای‌اينگونه می‌گويد:« مافیای سینما، یعنی آن پدیده‌ای كه تقوایی را در خانه‌اش می‌نشاند، بهرام بیضایی را خانه‌نشین می‌كند، مافیای سینما یعنی این‌كه صدها اثر هنری كه كنار می‌رود، مافیای سینما یعنی، بودجه‌های میلیاردی برای ساختن فیلم‌های بی‌محتوا، مافیا یعنی كسی كه خرج میلیاردی برای فیلم خود می‌كند، اما فیلمش فروش نمی‌رود، این یعنی مافیا... مافیای سینما یعنی... بگذریم.»

انتخاب بازيگر كه اين روزها حرفه اصلی شريفی‌نيا شده جز اين است كه بابت ايفای نقش از بازيگر مبالغ هنگفت گرفته شود؟ حضور به عناوين مختلف در فيلمها و سريالهای تلويزيونی به چه معناست ؟ نميدانم كه چه پشتوانه محكمی باعث به وجود آمدن و بقاء اينچنين باند عظيمی در عرصه سينمای‌ كشور شده و اينگونه سينمای مارا در منجلاب تباهی فرو برده است. با نگاهی‌به فيلم شناسی شريفی نيا می‌توان به پر كاری وی‌در سالهای‌اخير پی برد:

فيلم شناسی محمد رضا شريفی نيا:

دستيار اول كارگردان:مهمان مامان(1382)

برنامه ريز: مهمان مامان(1382)، دختری به نام تندر(1379)، ميكس(1378)، داستانهای‌جزيره(1377)، دختر گلابی (1376)، ابر و آفتاب(1375)، ليلا(1375)،‌ آدم برفی (1373)

دستيار كارگردان: عشق ممنوع(1384)،‌دختری‌به نام تندر(1379)، ميكس(1378)،‌داستانهای‌جزيره(1377)، درخت گلابی(1376)، ابر و آفتاب(1375)،‌ ليلا(1375)،‌آدم برفی‌(1373)

مشاور كارگردان: نقاب(1383)

بازيگر: صندلی‌خالی‌(1387)، ‌يك اشتباه كوچولو(1387) ،‌تصويه حساب(1386)،‌ دايره زنگی(1386)، در شهر خبری‌نيست، هست(1386)، زن ها فرشته اند(1386)،‌ اخراجيها(1385)،‌ پارك وی(1385)،‌ گيس بريده(1385)، ‌محاكمه(1385)، مهمان(1385)، نصف مال من نصف مال تو(1385)،‌ چه كسی امير را كشت(1384)، ازدواج به سبك ايرانی(1383)،‌ سالاد فصل(1383)،‌مكس(1383)،‌ نقاب(1383)،‌ الهه زيگورات(1382)، سيزده گربه روی‌شيروانی(1382)، عروس خوش قدم(1381)، واكنش پنجم(1381)، يا(1380)،‌مربای‌شيرين(1380)، خاكستری(1379)، دختری‌به نام تندر(1379)،‌ مسافر ری(1379)، مونس(1379)،‌بازيگر(1378)، ميكس(1378)، افسانه پوپك طلايی(1377)،‌بلوغ(1377)، داستانهای‌جزيره(1377)،‌ شيدا(1377)،‌عشق كافی‌نيست(1377)،‌ جهان پهلوان تختی(1376)،‌سينما سينماست(1376)، ابرو آفتاب(1375)، ليلا(1375)، برج مينو(1374)، آدم برفی(1373)، پری(1373)، هنر پيشه(1371)،‌ اوينار(1370)

انتخاب بازيگر: نقطه بی‌بازگشت(1387)، اخراجيها(1385)، پارك وی(1385)، چه كسی امير را كشت(1384)، نقاب(1383)

مجری طرح:عشق ممنوع(1384)

مدير توليد: درخت گلابی(1376)

مشاور توليد: نقاب(1383)

مدير فيلمبرداری: واهمه های حضور(1378)

عكس: دختری‌به نام تندر(1379)، سفر قندهار(1379)، ميكس(1378)، داستان های‌جزيره(1377)، درخت گلابی (1376)، ليلا(1375)،‌آدم برفی(1373)

طراح صحنه و لباس: سنتوری (1385)

طراح صحنه: عشق ممنوع(1384)

تيتراژ: مهمان مامان(1382)

با تشكر از: تخته سياه(1378)، شيدا(1377)

Friday, May 16, 2008

ارزش نوري (Exposure Value )

در عكاسي، ارزش نوري(EV ) بيانگر همة تركيبات سرعت شاتر دوربين و ديافراگم وابسته كه زمان نوردهي مشابه را مي دهد، مي باشد. اين مفهوم در آلمان در دهة 1950 به منظور ساده نگاري انتخاب ميان تركيبات معادل در دوربين توسعه پيدا كرد. ارزش نوري همچنين به منظور نمايش يك فاصله بر روي مقياس نوردهي عكاسي، كه متناظر است با EV1 با قدرت استاندارد 2 پله نوردهي، كه يك استاپ ناميده مي شود، استفاده مي شود. با وجود اينكه همة تشكيلات دوربين با ارزش نوري يكسان در ظاهر داراي نوردهي يكسان هستند ، ولي لزوما" يك تصوير نمي دهند. زمان نوردهي (سرعت شاتر) مقدارحركت محو (motion blur) را همانطور كه درتصوير نشان داده شده ، و ديافراگم وابسته به عمق ميدان را تعيين مي كند

Sunday, March 23, 2008

دلم نيومد اينو با شما قسمت نكنم : جنيفر با شكم قلمبه

Friday, March 21, 2008

اين عكسها رو بايد زودتر از اينها ميذاشتم، ولی‌خوب تنبليه و اين چيزا








Wednesday, March 12, 2008

بسم الله رحمن رحيم

با تشكر از مسئولين زحمت كش نظام و ملت شهيد پرور، من وظيفه شرعی و ملی‌ خودم دونستم كه حتمن پستی رو اختصاص به انتخابات بدم ( كه مسلمن مردم ما مثل هميشه با حضور پر شور خودشون پای‌صندوق های رای حماسه ای جاويد خواهند آفريد و مشت محكمی تو چش و چار استكبار جهانی میكوبن و از اين حرفا...)

خواستم به اين وسيله تشكر كنم از مسئولين محترم كه اينقدر به فكر ما هستن و خودشون در وحله اول يك سری‌كانديدا برای‌ما گلچين می كنند تا ما زياد توی زحمت نيافتيم و اين مغزهای كوچيك و فندقیمون زياد فسفر نسوزونن ( اون هم با اين گرونی ميگو)، و همينطور از احذاب و كانديدا های مومن و متدين كه با فضای پر شوری‌ كه برای تبليغات و رقابت سالم ايجاد كرده اند اين دم عيدی فضای كشور را از آشغال و زباله به گند و گه كشيده اند ، همچنين اونهايی‌كه ما نميدونيم كی هستن و از زير كدوم بته به عمل اومدن و با دادن كارت اينترنت مجانی و تقويم سال نو و حتی با زدن اس ام اس ما را از حضور گرم خودشون با خبر می كنند و اونهايی‌ كه حضور عِطرآگين شان را ازقبل پيش بينی ميكرديم و از كارنامه درخشانشان و خدمات ارزنده شان همگی آگاهی داريم و...

با اين همه تلاش و دلسوزی ديگر مجال عذر و بهانه نيست پس بياييد درصدد جبران براييم!!!

والسلام

Wednesday, February 27, 2008

اسفند

در اوستا اسپنتا آرميتی، در پهلوی اسپندر، در فارسی سپندارمذ و كاه به تخفيف سپندار و اسفند گفته شده است كه كلمه ای است مركب از دو جزء: اول آرم كه قيد است به معنی درست و بجا، دوم متی به معنی انديشيدن. بنابراين آرمتی به معنی فروتنی، بردباری و سازگاری است و سپنته آرمتی به معنی بردباری و فروتنی مقدس است. در پهلوی آنرا خرد و كامل ترجمه كرده اند. سپندارمذ يكی از امشاسپندان است كه مونث و دختر اهورامزدا خوانده شده است. وی موظف است كه همواره زمين را خرم، آباد، پاك و بارور نگه دارد ، هر كه به كشت وكار بپردازد و خاكی را آباد كند خشنودی اسپندارمذ را فراهم كرده است و آسايش در روی زمين سپرده به دست اوست و خود زمين نيز نماينده اين ايزد بردبار و شكيباست و خصوصا مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است. بيدمشك گل مخصوص سپندارمذ ميباشد.


Tuesday, November 6, 2007

رويای جيمز باند به حقيقت پيوست