Thursday, October 4, 2007

امروز سالگرد درگذشت مامان بزرگ و بابا جون ِ ... اين دو تا حكايت جالبي دارن، مامان بزرگم هيچ وقت چشم از باباجون بر نمي داشت، با اينكه بابا جون خيلي خود راي بود ولي هميشه تحت كنترل شديد مامان بزرگ بود و بدون اجازش آب نمي خورد. از وقتي مامان بزرگ سكته كرده بود و زمين گير شده بود ، يعني 10 سال پيش اين رابطه نزديك تر و صميمي تر شده بود، طوريكه اگه باباجون از در مي رفت بيرون ، چشم از در بر نمي داشت تا برگرده!

خلاصه زد و مامان بزرگم كشكي كشكي از دنيا رفت ( من هنوز فكر مي كنم دكترش مقصر بود!) بگذريم كه اينا مونده بودن چطور قضيه رو به باباجون بگن و با يه روز تاخير بهش گفتن! كه به نظر من كار اشتباهي بود... ولي بعد از اين جريان پيرمرد خيلي شكسته شد، با اينكه سرپا بود انگار رمقي براش نمونده بود... باز اين خواهر و برادرها نشستن تصميم گرفتن كه درست نيست بابا با اين حال و روز توي خونه تنها باشه، قرار شد كه هر ماه خونه يكي بمونه! كه اينم به نظر من اشتباه بود... چون اون خونه براش سرگرمي بود، براش يه دنيا خاطره بود،آب دادن به باغچه، غذا دادن به ماهي ها ، گربه ها... . وقتي با مامان بزرگم ازدواج مي كنن ميا ن و اينجا رو مي سازن و توش ساكن ميشن. خونه پنجاه و اندي سال قدمت داره! اون زمان كه تهران هنوز طويله نشده بود خيابون ِ ژاله هم براي خودش جايي بود! با اينكه بابا جون وضع ماليش بدك نبود مامان بزرگ هيچ وقت راضي نشد كه از اونجا بلند بشن... حالا تصور كنين كه اين پيرمرد آواره خونه بچه هاش شده!

مامان بزرگم هم طبق معمول بيكار ننشست و از اونجايي كه دلش براي باباجون تنگ شده بود و ديگه از اون دنيا بهش دسترسي نداشت تا امر و نهي كنه ، در يك عمليات برنامه ريزي شده با خدا هماهنگ كرد و پارسال درست در سالگرد خودش ، همون لحظه و همون ساعت اومد بابا جون رو برداشت برد و خيالش راحت شد!

مامان بزرگم فرهنگي بود و بابا بزرگم يه هنرمند واقعي...خيلي از بناهاي ايران رو با برادرش به كمك هم ساختن، حتي مي گفت كه براي همكاري در ساخت بناي كاخ پادشاه عربستان هم رفته بودند... بعد از مامان بزرگ هميشه به خودم مي گفتم كه بشين اينا رو بنويس! قصه هاشو ، سفرهاشو ... ولي نكردم! و افسوس...

مامان بزرگ ، بابا جون دوستون دارم

روحتان شاد


1 comment:

Anonymous said...

salam duste aziz...emshab shabe moghaddasie talabe amorzesh daram baraye hameye raftegan u & me.motmaenan alan dar arameshe kamel besar mibaran hamontori ke hameye ma che khobo che bad che zeshto che ziba belakhare yek ja ba ham be aramesh miresim baraye abad va dar kenar ham.rasti axatam ghashange vali kheyli ja dare sozhehaye bishtari peyda kon movafagh tari dar onsurat age be akasi alaghe mandi.movafagh bashi duste man.bye.