اصلا نمي رسم هيچ كاري بكنم... از وقتي دفاع كردم اونقدر سرم شلوغ شده كه موندم چه طور به كارام برسم! نه به يكي دو ماهه پيش كه حوصله م توي خونه سر مي رفت نه به الان كه هزار تا كار دارم
بگذريم
امروز توي اتوبوس خط وليعصر تجريش نشسته بودم، رديف جلو، كه خوب به همه مسلط باشم! از قضا چه سوژه اي ديدم!... مردي با قد كوتاه و سبيل توجهم رو جلب كرد، ز قيافش مي شد حدس زد كه متعلق به طبقه پايين جامعه است، آقاي شيك پوشي هم جلوش ايستاده بود، در يك لحظه ديدم دست مرد كوتاه قد وارد جيب آقاي شيك پوش شد! منم طبق معمول به جاي اينكه عكس آلعمل نشون بدم، مغزم هنگ كرد
...
خوشبختانه موفق نشد كيف پول را برداره ... خلاصه اينكه من خودمو آماده كرده بودم كه اگه خواست اتفاقي بيُفته يه دادي چيزي بزنم و شده بودم بپاي جيب آقا
نميدونم چرا من گاهي شكه مي شم و وقتي بايد سريع عكس العمل نشون بدم مغزم از كار مياُفته! شانس آوردم كه به خير گذشت.. همينطور اون آقا كه كيف پولش توي جيب عقبش بود
نميدونم اين مردا چرا همه ي زندگيشون توي جيباي شلوارشون خلاصه ميشه؟! خوب نكنين اين كارو
بگذريم
امروز توي اتوبوس خط وليعصر تجريش نشسته بودم، رديف جلو، كه خوب به همه مسلط باشم! از قضا چه سوژه اي ديدم!... مردي با قد كوتاه و سبيل توجهم رو جلب كرد، ز قيافش مي شد حدس زد كه متعلق به طبقه پايين جامعه است، آقاي شيك پوشي هم جلوش ايستاده بود، در يك لحظه ديدم دست مرد كوتاه قد وارد جيب آقاي شيك پوش شد! منم طبق معمول به جاي اينكه عكس آلعمل نشون بدم، مغزم هنگ كرد
...
خوشبختانه موفق نشد كيف پول را برداره ... خلاصه اينكه من خودمو آماده كرده بودم كه اگه خواست اتفاقي بيُفته يه دادي چيزي بزنم و شده بودم بپاي جيب آقا
نميدونم چرا من گاهي شكه مي شم و وقتي بايد سريع عكس العمل نشون بدم مغزم از كار مياُفته! شانس آوردم كه به خير گذشت.. همينطور اون آقا كه كيف پولش توي جيب عقبش بود
نميدونم اين مردا چرا همه ي زندگيشون توي جيباي شلوارشون خلاصه ميشه؟! خوب نكنين اين كارو

No comments:
Post a Comment