منجلاب سينمای ايران
آخرين فيلم به نسبت خوبی كه ديدم فيلم سنتوری بود كه اونم البته اكران نشد!... به جرئت ميتونم بگم كه سطح سينمای ما به قدری پايين اومده كه حتی عامه مردم برایوقت تلف كردن هم حاضر به سينما رفتن نيستن. فيلمها دارای داستانهای مشابهی ميباشند و الحمد لله همگی ختم به خير ميشوند و به نظر ميرسد به فهم و شعور مردم به ديده حقارت مينگرند و باعث تنزل آگاهی و فهم اجتماعی و سطحی نگری آنها ميشوند. من خودم مدتی هست كه از ديدن سريالهای افراطی اسلامی كه با زيركی خاصی به گونه ای ساخته ميشوند تا تماشاگر را مجذوب كرده و شستشوی ذهنی دهند خسته شده ام و از فيلمهای سينمايی بی محتوا هم بريده ام، و خودم رو با اينترنت و گه گاهی با چند تا فيلم و يا سريال خارجی سرگرم ميكنم. نميگم فيلمهای هاليوودی از اين قاعده مستثنی هستن ، نه، فيلمهای هاليوود 100% برای گيشه ساخته ميشوند ولی با خلاقيت و با بها دادن به تماشاگر و خدا رو شكر از يك هنر پيشه همانند امين حيايی در چند فيلم هم زمان استفاده نمی كنند!
اين همه شر و ور بافتم كه به اينجا برسم، داشتم روزنامه همشهری رو ورق ميزدم ديدم مطلبینوشته راجع به اكران فيلم زن ها فرشته اند ساخته شهرام شاه حسينی با بازی امين حيايی، محمدرضا شريفی نيا و...
هيچ دقت كردين كه محمدرضا شريفی نيا چقدر فيلم بازی ميكنه!؟و اگر هم بازی نكنه باز ما اسمشو توی تيتراژ آخر ميبينيم...
تصميم گرفتم مطلبی بنويسم راجع به شخص شخيص جناب شريفی نيا و مافيای سينمای ايران:
محمدرضا شريفی نيا در سال 1334 در تهران متولد شد. وی ليسانس تربيت بدنی است و فراگيری تاتر و بازی در نمايش ها را از اواسط دهه 50 شروع كرد. اولين بازی سينمايی او در فيلم « اوينار» ساخته شهرام اسدی در سال 1370 می باشد و همچنين در سالهای 1370 تا 1372 مشغول بازی در نقش وليد در مجموعه تلويزيونی امام علی ساخته داوود ميرباقری بود كه اين مجموعه در سال 1375 پخش شد و نقش آفرينی موفق وی در اين مجموعه برايش شهرت به ارمغان آورد.
محمد رضا شريفی نيا همسر آزيتا حاجيان (بازيگر) و پدر مليكا و مهراوه شريفی نيا (بازيگر) میباشد. نكته جالب اينجاست كه وی علاوه به بازيگری به عنوان عكاس، دستيار اول كارگردان، برنامه ريز، مشاور كارگردان، انتخاب بازيگر، مجری طرح، مدير توليد،مشاور توليد، مدير فيلمبرداری، طراح صحنه و لباس، طراح صحنه وهمچنين درانتخاب و طراحی تيتراژ فعاليت داشته است. من تصديق می كنم كه شريفی نيا دارای توانايیو استعداد در بازيگری میباشد و امروزه در دنيا می بينيم بازيگرانی كه همچون جورج كلونی دست به ساخت فيلم ميزنند و يا خوانندگانی كه مانند جنيفر لوپز بازی هم میكنند و يا كمدينی مثل جری ساينفيلد به يكباره دست به ساخت كارتونی به نام Bee Movie می كند و ... ولی عجيب فعاليت بيش از اندازه ی شريفینياست تا اندازه ای كه تقريبا در تمامی فيلمها نام ايشان می درخشد !و من را به فكر وا ميدارد كه حتی بيل گيتس هم چنين هوش و استعداد خارق العاده ای نداشت. ما افراد با استعداد بسياری در دنيای سينما داريم كه دارای تخصص و صاحب سبك در اين زمينه هستند ولی با وجود اين گونه باند بازيها و انحصار طلبی ها به حاشيه رانده شده اند .
بهزاد فراهانی در مصاحبه ایاينگونه میگويد:« مافیای سینما، یعنی آن پدیدهای كه تقوایی را در خانهاش مینشاند، بهرام بیضایی را خانهنشین میكند، مافیای سینما یعنی اینكه صدها اثر هنری كه كنار میرود، مافیای سینما یعنی، بودجههای میلیاردی برای ساختن فیلمهای بیمحتوا، مافیا یعنی كسی كه خرج میلیاردی برای فیلم خود میكند، اما فیلمش فروش نمیرود، این یعنی مافیا... مافیای سینما یعنی... بگذریم.»
انتخاب بازيگر كه اين روزها حرفه اصلی شريفینيا شده جز اين است كه بابت ايفای نقش از بازيگر مبالغ هنگفت گرفته شود؟ حضور به عناوين مختلف در فيلمها و سريالهای تلويزيونی به چه معناست ؟ نميدانم كه چه پشتوانه محكمی باعث به وجود آمدن و بقاء اينچنين باند عظيمی در عرصه سينمای كشور شده و اينگونه سينمای مارا در منجلاب تباهی فرو برده است. با نگاهیبه فيلم شناسی شريفی نيا میتوان به پر كاری ویدر سالهایاخير پی برد:
فيلم شناسی محمد رضا شريفی نيا:
دستيار اول كارگردان:مهمان مامان(1382)
برنامه ريز: مهمان مامان(1382)، دختری به نام تندر(1379)، ميكس(1378)، داستانهایجزيره(1377)، دختر گلابی (1376)، ابر و آفتاب(1375)، ليلا(1375)، آدم برفی (1373)
دستيار كارگردان: عشق ممنوع(1384)،دختریبه نام تندر(1379)، ميكس(1378)،داستانهایجزيره(1377)، درخت گلابی(1376)، ابر و آفتاب(1375)، ليلا(1375)،آدم برفی(1373)
مشاور كارگردان: نقاب(1383)
بازيگر: صندلیخالی(1387)، يك اشتباه كوچولو(1387) ،تصويه حساب(1386)، دايره زنگی(1386)، در شهر خبرینيست، هست(1386)، زن ها فرشته اند(1386)، اخراجيها(1385)، پارك وی(1385)، گيس بريده(1385)، محاكمه(1385)، مهمان(1385)، نصف مال من نصف مال تو(1385)، چه كسی امير را كشت(1384)، ازدواج به سبك ايرانی(1383)، سالاد فصل(1383)،مكس(1383)، نقاب(1383)، الهه زيگورات(1382)، سيزده گربه رویشيروانی(1382)، عروس خوش قدم(1381)، واكنش پنجم(1381)، يا(1380)،مربایشيرين(1380)، خاكستری(1379)، دختریبه نام تندر(1379)، مسافر ری(1379)، مونس(1379)،بازيگر(1378)، ميكس(1378)، افسانه پوپك طلايی(1377)،بلوغ(1377)، داستانهایجزيره(1377)، شيدا(1377)،عشق كافینيست(1377)، جهان پهلوان تختی(1376)،سينما سينماست(1376)، ابرو آفتاب(1375)، ليلا(1375)، برج مينو(1374)، آدم برفی(1373)، پری(1373)، هنر پيشه(1371)، اوينار(1370)
انتخاب بازيگر: نقطه بیبازگشت(1387)، اخراجيها(1385)، پارك وی(1385)، چه كسی امير را كشت(1384)، نقاب(1383)
مجری طرح:عشق ممنوع(1384)
مدير توليد: درخت گلابی(1376)
مشاور توليد: نقاب(1383)
مدير فيلمبرداری: واهمه های حضور(1378)
عكس: دختریبه نام تندر(1379)، سفر قندهار(1379)، ميكس(1378)، داستان هایجزيره(1377)، درخت گلابی (1376)، ليلا(1375)،آدم برفی(1373)
طراح صحنه و لباس: سنتوری (1385)
طراح صحنه: عشق ممنوع(1384)
تيتراژ: مهمان مامان(1382)
با تشكر از: تخته سياه(1378)، شيدا(1377)

No comments:
Post a Comment